أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
پيشگفتار 65
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
- قدرى يا كلّا - ناخوانا و ناروشن بوده و من چند مورد را ، من باب نمونه يادآور شدهام و از يادآورى موارد ديگر در گذشتهام . يكى ديگر از پيچشهاى آسان نماى فنّ تصحيح ، پرسمان سجاوندى است . هنوز در چند و چون سجاوندى و كاربرد نشانههاى آن ميان فرهيختگان فارسى زبان همداستانى و همشيوگى كامل ديده نمىشود و أهواء و اذواق در چينش اين نشانهها و تلقّى از آنها دخيل گرديدهاند . حقيقت هم اينست كه « [ نظريّات معمول در بارهء ] نشانههاى سجاوندى وحى منزل نيست و اندكى ذوقى است . » 144 ما در بهرهجويى از اين نشانهها در اين پژوهش ، تا اندازهاى ميانهروانه رفتار نمودهايم و اميدواريم چگونگى كار ، هيچيك از آفات افراط و تفريط در اين امر - يعنى : دلزدگى و حيرانى - را در پى نداشته باشد ؛ تا خدا چه خواهد . چنان كه پيش از اين هم اشاره كردم ، در مورد حركات ضبط شده در متن نيز در بيشترينهء موارد پيروى دستنوشت كردهام و اين پيروى و اجتناب از افزايش حركت و اعراب در عبارات فارسى صد چندان بوده . حتّى اگر در عبارت فارسى حركتي را نپسنديدهام و سهو قلم پنداشتهام ، به هر حال در متن يا تعليقه نگاهش داشتهام و گاه رأى خويش را نيز در پيشگاه خوانندهء ارجمند ، در انداخته و بازگو نمودهام . تفاوت توانشها و آداب آرايش نسخهء خطّى و نسخهء چاپى ، گاه براى متن آرا پرسمان آور و مسأله ساز مىگردد ؛ نمونه را ، در رويهء 186 از دستنوشت ، مىخوانيم : « سؤال اكر گويند . . . كجاست جواب گوئيم مراد از آن يا عام بوذ يا . . . » ( تا پايان سخن ) . كاتب بنا بر ادب نسخهنويسى سنّتى ، دو واژهء « سؤال » و « جواب » را به خطّى درشت و اندكى كشيده كتابت كرده تا سر سخن پيدا آيد . امروزه رسم اينست كه پس از اين دو واژه ، در چنين جايگاهى ، « دو نقطة بيانى » مىنهند ؛ بطبع ، همين شيوه را در آرايش متن رعايت نموديم ليك كاتب پيشينى را در طريقهء خويش امتيازى بود و آن اين كه « جواب گوئيم » ، دو پارهء « جواب گفتن » را بر غم صدارت « جواب » ، همانگونه ، پيوسته وامىنهد ولى « جواب : گوييم » ، گونهاى گسل كتابتى ميان اين دو بهره مىافكند . به هر روى ، مرجوّ آنست كه خواننده - به تيزويرى - دست بستگى مصحّح را دريابد و خود دريافت و قرائتى مأمون و أمين ، از متن ، داشته باشد .